بازسازی دنیا!

پدر روزنامه می خواند .اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می شد.حوصله ی پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را-که نقشه ی جهان را نمایش می داد- جدا و قطعه قطعه کرد و به پسرش داد.

-"بیا ! کاری برایت دارم . یک نقشه ی دنیا به تو می دهم .ببینم می توانی آن را دقیقا همان طور که هست بچینی ؟"

و دوباره سراغ روزنامه اش رفت.می دانست پسرش تمام روز گرفتار این کار است.اما یک ربع ساعت بعد پسرک با نقشه ی کامل برگشت.

پدر با تعجب پرسید:"مادرت به تو جغرافی یاد داده؟"

پسرجواب داد:"جغرافی دیگر چیست؟"

پدر پرسید:"پس چگونه توانستی این نقشه ی دنیا را بچینی؟"

پسر گفت:" اتفاقا پشت همین صفحه تصویری از یک آدم بود .وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنیا را هم دوباره ساختم."

/ 71 نظر / 54 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من هیچی نیستم :)

سلام دوست عزيز وبلاگ شما رو لينک کردم همينطوري چون خيلي ازش خوشم اومد اگر شما هم وبلاگ منو لينک کني ممنون ميشم شک داري ببين اگر لينکت پاک شده بود کامنت کن --------------------------- دوستاني که پرشين بلاگ دارند بيان بگن لينکشون کنم --------------------------- http://weblog-abzar.persianblog.ir/

کمال

سال نو مبارک بهم سر بزن

سعیده

سلام انسان .. یادتونه بهتون میگفتم آدمیزاد ؟؟؟؟؟؟؟ خخخخخ چ دورانی بود خخخخخ یادش بخیر .. راستی عیدت مبارک آدمیزاد .. خخخخخخخخ

زمان

چه زیباست عشقی که تمام حالت هایت را شخم می زند. تمامت را با ماه بانویت به جذر مدی می نشیند. اینجاست که تهی می شوی وسنگین با وقار می پیمایی پروازی زیبا را. در حیرتم که دشنام هایمان. به لطافت گل می ماند. وشیرین گویهایمان.دگر مگو .که نه مرا هوشیست و نه تورا. که مستیش انقدر خواهد بود که در اغوش هم باشیم همدیگر را گم می کنیم .چه رسد. که کنار هم یا چند قدیمی های هم باشیم. تو هر جا که هستس خوش باش از نغمه های عشقی که سرودنش را در اغازین طلوع با هم پلک زدیم. و همچنان مستیش انقدر فراخ و گسترده بود که هنوز پلک هایمان را نگشوده ایم. اما این اعترافیست که اندکی نیم نگاه نگریستم تا از تو خداوندی ساخته باشم. چشم دلت باز کن . ببین که کم معبود نداری.

کوله پشتی

امام صادق عليه السلام فرمود: آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.» التماس دعا دوستان

خسرو پیری

دلت که از آدم ها گرفت غصه ها را فرو ریز در گنجینه دل، ببخش و فراموش کن بدی ها را! مثل همیشه بگذار برای روزی که خدا می آید! بگذار خدا بیاید و بپُرسد، مرهم بگذارد، ناز بخرد و تا بخواهی گله کنی به آغوش بگیرد و بگوید میدانم[گل][گل][گل][گل]

سهیلاآراسته

سلام. گفتیم یه عرض ادبی بکنیم خدمت سهیلا خانم رفیعی ه گل گلااااب. [چشمک][لبخند]

sam

[گل][گل][گل]