شکی که انسان را عوض میکند!

مردی صبح از خواب بیدار شد ودید تبرش ناپدید شده، شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد.برای همین تمام روز اورازیر نظر گرفت.

متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ می کند. آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه اش برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود و از او شکایت کند.

اما همین که وارد خانه شد تبرش راپیدا کرد.زنش آن را جابه جا کرده بود.مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه میرود ،حرف میزند و رفتار می کند.

/ 4 نظر / 39 بازدید
محمدرضا

سلام وبلاگ شما لینک می باشد -لینک کنید ممنون میشم--چرا وبلاگتون کلا عوض شده

حانیه

انسان موجود عجیبیه.....خیلی عجیب[رویا]

behdone

ای وای از این قضاوت های ما آدمها.

سلام وب زیبایی دارید به منم سر بزنید و اگر با تبادل موافق بودید خبرم کنید (تک برگ رویایی هستی)